شنبه 1387/03/18
یه پست بی ربط!همین جوری!

بعد اینکه یه جشنی رو فایرفاکس داره راه میندازه واسه بیرون اومدن نسخه 3!
درکل به ما چه؟!
نه؟!
ولی خب از اونجایی که مشت محکمی بر دهان مایکروسافت جنایتکار باشه ما هم چیز فایرفاکس شدیم و این برنامه رو توی کرمان گذاشتیم با چند تا از بچه ها!
دلتون خواست خیر سرتون بیاین عضو شین شاید یه ماگی،تی شرتی ، چیزی هم بهتون دادن!
اگرم ندادن بیا!!!!!!!!من خودم بهت میدم!
اینم لینکش:
http://mozillaparty.com/en-US/events/view/272
فعلا همین دیگه
باشه تا بعد
یکشنبه 1387/02/29
روزی روزگاری
اه اه اه
2-3 روزه تنهایی مشغول اسباب کشی هستم!
از اونجایی که خرمالو ها هنوز جهت رفع مشکل من به بازار نیومدن مجبور شدم یقه برادر بدبختمو بگیرم برای جا به جایی وسایل!
خداییش یون دوتامون پاره شد!
منی که عادت کرده بودم در حیاط رو باز کنم و وارد خونه بشم حالا باید 3 طبقه یا به عبارتی 47 تا پله رو برم بالا !
اونم با این هیکل ظریف و ورزشکاری که دارم!
خداوند عاقبت منو بخیر کنه!
علی الحساب زندگی یخورده بهتر شده!
البته از برخی نظرها!بعضی چیزای یون پاره کن همچنان به قوت خودشون باقین!
با شغل کارمندی هم فعلا که مشکلی ندارم!
الان 19 ماهه که اینجام و هنوز تصمیم دارم بمونم!
البته به قول عین الله باقرزاده،پیشنهادهای بهتر از این هم به ما شده است که فعلا حتی بررسیشون هم نکردم!
میگما!
حالا من مخم تاب داره میشینم این اراجیفو اینجا مینویسم!تو چرا خر شدی نشستی میخونی؟!
هیچ به این موضوع فکر کردی؟!
خدا یه عقلی به تو بده یه پولی به من!
فعلا تا بعد!
شنبه 1387/02/28
اینم یجا دیدم،گفتم بذارم اینجا
جشنواره بزرگ ازدواج موقت دانشجويي و غير دانشجويي
شركت در اين جشن براي عموم آزاد است
در راستاي اينكه وزير محترم كشور راه حل مشكلات جوانان را ازدواج موقت دانسته اند ما هم بر آن شديم تا جهت اشاعه فرهنگ ازدواج موقت ، اقدام به درج آگهي هاي همسر موقت يابي عده اي از مشتاقان به اين امر كه براي ما ارسال شده است نماييم . با اميد خوشبختي براي همه شما عزيزان
يك نمايشگاه دار اتومبيل
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : رنگ پوست سفيد يخچالي ، رنگ چشم مشكي متاليك ، قد شاسي بلند ، رنگ مو بژ !! بدون رنگ شدگي
يك دامپرور
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : چاق و سنگين ، رنگ چشم ميشي ، نوع مو فرفري
يك قصاب
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : جيييييييييييگر
يك مدير عامل
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : به يك منشي خانم با ظاهري آراسته و مناسب نيازمنديم
يك دانشجوي شهرستاني يك كم پولدار
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : به يك هم اتاقي خانم نيازمنديم
بازيگرمرد فيلم پيشنهاد بي شرمانه :
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : شبي به ياد ماندني همراه با ۱۰۰۰۰۰۰ ميليون دلار جايزه جهت قدرداني از زحمات شما
يك دانشجوي سال چهارمي
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : سومي هااااااا !! براي شما برنامه ويژه اي داريم
يك بازيگردختر فيلم آمريكن پاي
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : اگرسريع الانزال !! نيستيد و توانايي نگه داشتن خود بيشتر از ده ثانيه را داريد ، اگر دانشجوي بي جنبه و نديد بديد نيستيد ، پس معلومه خيلي با حال هستيد !!؟
يك استاد دانشگاه
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : دانشجويان گرامي ديگر نگران نباشيد !! استاد را به خانه تان بياوريد
يك بازيگرمرد نقش دوم فيلم گناه اصلي
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : عزيزم بعد اينكه براد !! خوابيد بيا منتظرتم ، ديگه قول ميدم پشتت رو هم خط نندازم كه كسي بفهمه توپيشم بودي
يك بازيگرمرد فيلم در امتداد شب
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : ۴۵۰۰۶۰۰۶
****************************
دوشنبه 1387/02/09
اینا رو یه جا دیدم،فقط زحمت کپی کردن به خودم دادم!ایشالله اون دختر ترشیده منو ببخشه
فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!:
مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟
شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم…
{ مریم به پسر موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!
همکار : اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به
شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند! }
***
مریم :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟
شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و…!
{ همکار مجرد مریم: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید…
مریم: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!
همکارمجرد مریم: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!! }
***
مریم : آزیتا، تو با عشق ازدواج کردی؟
آزیتا:نه. من آن موقع فکر کنکور و دانشگاه بودم! مادرم اصرارداشت ازدواج کنم.
{ مادرمریم: فلانی غلط کرده بیاید خواستگاری تو!او لیاقت پاک کردن کفش های تو را هم ندارد!!(این قسمت، واقعی است! )
***
مریم : فرشته تو کجا با همسرت آشنا شدی؟
فرشته: کنار دریا… من و او با کمی فاصله ازهم نشسته بودیم.او ازمن پرسید
چرا تنها آمده ام شمال. من هم به شوخی گفتم آمده ام شمال، شاید از تنهایی
در بیایم!
کنار دریا:
پسر جوان: شما تنها هستید؟
مریم: در حال حاضر بله…
پسر: آهان… همراهتان رفته چیزی بخرد؟
مریم : نه… من همراه ندارم!
پسر: پس چه همراه بی ذوقی دارید! توی هتل مانده؟!( بابا آی کیو!)
مریم: نه… من کلا تنها آمده ام…
پسر: واقعا نامزدتان اجازه داده شما تنهایی بیایید لب ساحل؟!( ای خدااااا!)
مریم : من اصلا نامزد ندارم، تنها آمده ام شاید اینجا از تنهایی در بیایم!
پسر: چه جالب! چون من وهمسرم برعکس شما آمده ایم اینجا تا با یک خاطره خوب و به طور توافقی از همدیگر جدا بشویم!
***
مریم : غزاله تو کجا با فرهاد آشنا شدی؟
غزاله: توی یک میهمانی. فرهاد همان جا عاشقم شد و ازمن خواستگاری کرد!
در یک میهمانی:
پسر: مریم ! آن دختری را که گوشه سالن نشسته می شناسی؟ می شود خواهش کنم از طرف من از او خواستگاری کنی؟!
***
مریم :ترانه تو چطور با رضا آشنا شدی؟
ترانه: رضا ازمن تقاضای دوستی کرد. قبول نکردم.اوهم شیفته نجابتم شد وآمد خواستگاری!
پسر: امکان دارد افتخار دوستی با شما را داشته باشم؟
مریم : نه خیر، من اهل این جور دوستی ها نیستم.
پسر:عجب امل عقب افتاده ای هستی.الان دیگراین افه خرکی ها(!) خریدار
ندارد.لابد هنوز هم دختری! برو بابا… من دنبال موردی می گردم که open باشد!
(واقعیت تاسف انگیزی که این روزها کمابیش مشاهده می شود)
***
مریم: حمیرا تو واقعا اینترنتی ازدواج کردی؟
حمیرا: خوب بله…اوایل محلش نمی گذاشتم، اصلا دوستی های اینترنتی را مسخره می کردم… ولی آن قدر گیر داد تا راضی شدم!
پسر:asl plz !
مریم: من به دوستی اینترنتی اعتقاد ندارم.
پسر: bye !!
چهارشنبه 1387/01/14
راحت شدیییم!
مهرم حلال جونم آزاد شد!
خودمونو از شر ، زن و زندگی متاهلی و ... راحت نمودیم
آخییییییییییییش
حالی میده ها!
به همتون توصیه میکنم اگه تا حالا اقدام نکردین همین امروز اقدام نمائید.فردا دیر میشه ها!
نمیدونین چه کیفی داره دوران مجردی بعد از طلاق!![]()
.......
هییییییییییییییی
اینم دروغ سیزده بود!
باور نکنین
خودمم باور نمیکنم !
هیییییییییییییییی
فعلا!
یکشنبه 1387/01/11
عید نوروز مبارک
با همه خوبیها و بدیهاش تموم شد و رفت پیکارش
سال ۸۷ شروع شد!
امسال رو شاید خیلیا فکر نمیکردن (نمیکردیم) ببینن و دیدن،خیلیها هم که اصلا فکرشو نمیکردیم ندیدن
چند تا از دوستای خودم قبل از سال رفتن دست بوس عزرائیل!
خدا همشونو بیامرزه
سال ۸۶ که برای من یکی سال نسبتا بدی بود
بد شروع شد و بد تموم شد
امیدوارم این سال طاعون گرفته اینجوری نباشه،امیدوارم!
زندگیمونم که فعلا میگذره!تا کی ما زنده باشیم خدا میدونه،ولی هر چی کمتر بهتر!
سال خوبی داشته باشین
این یک پست نسبتا جدی شد!
که به منم اصلا نمیاد
ولی اصلا حال ندارم!
فعلا!
پنجشنبه 1386/09/08
زندگي سراسر دوندگي
اين كار ما تا وقتي توي كافي نت بوده بوديم! همش چشممون به در بود كه يه مشتري بياد و تيغش بزنيم!
الان هم كه شده اضافه كاري توي اين شركت محترم!
چاره اي نيست!مجبورم،ميفهمي؟مجبورم!
زندگي خرج داره!
خوبه ديگه!؟
چه بدي داره؟
خيليا هستن كه چيز به چيزشون شده همينم ندارن!
اصلا تو كي ميخواي دست از اين غر زدن هات برداري
اصلا مگه با تو نيستم
اصلا تو هيچي حاليت نيست
خداحافظ
سه شنبه 1386/02/11
نگفتم اینو که!
با سلام و صلوات ما کارمند شدیم رفتیم پی کارمون!
از مهر پارسال شدیم کارمند محترم بانک سامان در قسمت پرداخت الکترونیک!بعضیا بهش میگن سامان الکتریک شما هر گور مرگتونو میخواین بزنین بزنین!
در راستای این جمله بالایی یه فایل هست آپلود میکنم گوش بدین ببینین به لهجه شیرین کرمونی که اگه خوب دقت کنین همشو میفهمین!
هر کی هم نفهمید همین جا بپرسه تا توضیحات مبسوط را ارائه نمایم!
http://files-upload.com/202117/Khalabankermuni.amr.html
سرور ۲ برای اینکه اگه اولی جواب نداد
http://rapidshare.com/files/28907548/Khalaban_kermuni.amr.html
سه شنبه 1386/02/11
حقوق!
ماه به ماه مياد!
نهايتا 1 هفته دستته!
تموم كه بشه مي*ننت!
اينم شد زندگي؟
نه جدا!
اين وبلاگ ما رو كه سر تا تهش رو بخوني همش شكوه از زندگيه!
يكي نيست بگه تو كه نفس كشيدنت هم قرضيه؛چرا اينقدر مينالي!
همينه ديگه
ناشكريم!
خدايا ! مرگ دشمنان ما رو برسون!

